| Mobile | RSS

بیماری سالک

خرداد ۱۷ام, ۱۳۹۰ | No Comments | Posted in بیماری ها

 

«لیشمانیوز» جلدی  یا سالک  عفونت ناشی  از انگل  «لیشمانیا»ست  با یک  ندول کوچک  شروع  و اغلب  زخمی  می شود. این بیماری  در بسیاری  از کشورهای گرمسیر به  صورت  بومی  دیده  می شود. شایعترین  محل  ضایعات  در نواحی  باز بدن  بخصوص  صورت  است .

بیماری  سالک  در بسیاری  ازکشورهای  مناطق  حاره  و تحت  حاره شیوع  دارد و بیماری  در نقاط مختلف آسیا نظیر چین ، سوریه ، عربستان ، عراق ، ایران ، فلسطین ، قفقاز و جنوب شرقی  روسیه ، پاکستان ، افغانستان  و هند شایع  است . همچنین  از کشورهای اطراف  مدیترانه  و کشورهای  آفریقایی موارد متعددی  از بیماری  گزارش می گردد.
از کانونهای  مهم  بیماری  در ایران نواحی  مرزی  در مرز ترکمنستان ، ناحیه سرخس ، لطف  آباد، ترکمن  صحرا، منطقه  اسفراین  در استان  خراسان ، خوزستان ، قم ، کاشان ، طبس  و بخصوص  مهمترین  کانون  اصفهان  آن هم  در ناحیه  شرق  و شمال آن  (شهرستان برخوار و میمه )، شمال  شرق  (شهرستانهای  اردستان ، نطنز، آران  و بیدگل  و کاشان ) می باشد که  از مناطق بومی  کشور است .

 

لیشمانیوز جلدی  بر دو نوع است :

۱- شهری  یا خشک (Anthroponotic): در این  نوع، مخزن  بیماری  انسان  است،  ولی  سگ هم  به طور اتفاقی  به این بیماری  مبتلا می شود.

۲- روستایی  یا مرطوب (Zoonotic): در این  نوع ، مخزن بیماری  عمدتاً جوندگان  می باشند. ناقل بیماری  پشه  خاکی  ماده  می باشد که هنگام  غروب  خونخواری  می کند. به طور کلی  سالک  بوسیله  انواع پشه  خاکی های  آلوده  به  سه طریق  زیر به  وجود می آید:
۱- انسان  به  انسان  (بنابراین  بهتر است برای  جلوگیری  از انتشار آلودگی توسط ناقل  روی  زخم  سالک  پوشیده شود).
۲- حیوان  به  حیوان

۳- حیوان  به  انسان  یا انسان  به  حیوان .

تظاهرات  بالینی  و اشکال  مختلف بیماری  عبارتند از:
۱- شکل  خشک  یا نوع  شهری : این شکل  از بیماری  چهار مرحله  متفاوت را طی  می کند. دوره  نهفتگی  2 تا ۸ ماه است ، پس  از گذشت  این  دوران  در محل  گزش  پشه،  «پاپول » سرخ  رنگی ظاهر می شود که  3 تا ۴ میلی متر قطر دارد و نرم  و بی درد است  و بر اثر فشارمحو نمی شود و گاه  خارش  مختصری دارد؛ سپس  پاپول  فعال  می شود و شروع  به  رشد می کند و کم کم  بر اثرتجمع  سلولها در آن  نقطه،  ضایعه  سفت می شود و به  نظر می رسد به  بافتهای زیرین  چسبیده  است . بازشدن  زخم  به احتمال  زیاد بر اثر عوامل  خارجی  مثل ضربه  است . زخم  حدودی  مشخص  و حاشیه  نامنظم  و برجسته  دارد که  روی آن  را دلمه ای  قهوه ای  رنگ  پوشانده است . پس  از گذشت  6 تا ۱۲ ماه  و گاه بیشتر ضایعه  کاملاً بهبود می یابد و اثر آن  به صورت  جوشگاهی  فرو رفته  با حدودی  کاملاً مشخص  و حاشیه  نامنظم باقی  می ماند. تعداد زخم  معمولاً کم  وگاه  منفرد است .

۲- شکل  مرطوب  یا نوع  روستایی : دراین  شکل  پس  از طی  دوره  نهفتگی  (چند هفته  تا چند ماه ) ضایعه  به صورت جوش  همراه  با التهاب  حاد ظاهرمی شود. زخمی  شدن  آن  در مدت ۱۰روز تا ۲ هفته  پس  از شروع  اتفاق می افتد. زخم  به  سرعت  بزرگ  و دور آن  پرخون  می شود. زخم  نسبتاً زود از بافت  گرانولوماتوز پر می شود. جوش  خوردن  زخم  از وسط و اطراف همزمان  اتفاق  می افتد و به طور معمول در مدت  4 تا ۶ ماه  از شروع ، زخم به کلی  خوب  می شود. تعداد زخمها متعدد و معمولاً بیش  از یکی  است .

۳- شکل  سقط شونده : این  شکل معمولاً به صورت  توبرکول  کوچکی  که رنگ  سرخ  دارد، شروع  می شود، ولی رشد چندانی  ندارد؛ روی  آن  پوسته پوسته  می شود و گاه  زخم  کوچکی  ایجاد می کند که  به  سرعت  بهبود می یابد و جوشگاه  کوچکی  باقی  می گذارد و گاهی نیز توبرکول  بدون  ایجاد زخم  بهبود می یابد. تمام  دوره  عارضه  حدود ۵ ماه  بیشتر طول  نمی کشد.

۴- اشکال  غیر معمول : مواردی  از اشکال  بالینی  سالک  به صورت  غیرمعمول  نظیر زرد زخمی ، اگزمایی ، زگیلی ، توموری  و اسپوروتریکوئیدی بروز می کند.

۵- نوع  مزمن : در این  شکل  دوره بیماری  پس  از گذشت  مرحله  حاد به  طور مزمن  برای  ماهها و سالها ادامه می یابد. علت  پیدایش  این  شکل بدرستی  روشن  نیست  و به  نظر می رسد مصونیتی  که  لازم  است  به  وجود آید تا ضایعه  اولیه  بهبود یابد، در این  بیماران اتفاق  نمی افتد.

۶- شکل  عود کننده : حدود ۷ تا ۱۰ درصد از بیماران  مبتلا به  سالک  پس  از گذراندن  دوره  حاد، بهبودی کامل نمی یابند و عارضه  آنان  تبدیل  به شکلی  از بیماری  می شود که  به  آن شکل  عودکننده  (توبرکولوئید یالوپوئید) می گویند. در این  بیماران  نیز مانند سالک  حاد بیماری  با یک  پاپول قرمز رنگ  ظاهر می شود که  تبدیل  به زخم  و سرانجام  جوشگاه  می شود. این جوشگاه  بیشتر در روی  صورت  و شبیه دیگر جوشگاههای  ناشی  از سالک فررفته  با حاشیه  مشخص  و نامنظم است . دانه های  ریز قهوه ای  و زرد رنگی  در سطح  جوشگاه  و اطراف  آن ظاهر می شود که  با فشار «لام » شبیه دانه های  ژله  سیب  می گردند و در سل پوستی  نیز شایع  است .
تشخیص  قطعی  بیماری  با یافتن  اشکال مختلف  انگل  در نمونه های  بالینی  زخم  (مواد آسپیره  یا بیوپسی ) داده  می شود. مواد آسپیره  یا بیوپسی  می تواند ازکناره  داخلی  یا حاشیه  داخلی  زخم برداشت  شود. این  مواد را می توان  روی «لام»  گذاشت  تا خشک  و برای  جستجوی میکروسکوپی  آماده  شود. علاوه  بر این روش ، از روشهای  مختلف آزمایشگاهی  دیگر نظیر کشت، تلقیح به  حیوان  آزمایشگاهی ، آزمون لیشمانین  نیز می توان  استفاده  کرد. این  بیماری  قابل  درمان  می باشد و داروهای  مؤثری  برای  درمان  آن وجود دارد که  با نظر پزشک  معالج تجویز می شود.

پیشگیری :
۱- اسپری  حشره  کشهای  ابقایی  و به کار بردن  مواد دورکننده  روی  پوست : اسپری  کردن  یک اقدام  کنترل  مؤثر برای  لیشمانیوزپوستی  شهری  است،  ولی  برای  نوع روستایی  غیرمعمول  است .

۲- مبارزه  با مخزن  بیماری : در نوع شهری  از بین بردن سگهای  ولگرد، حذف محیطهای  مساعد زندگی  و تکثیر آنها و همچنین  پوشیدن  زخم  سالکی  برای جلوگیری  از آلوده  شدن  پشه های  ناقل لازم  است .در نوع  روستایی،  مبارزه  با جوندگان ،  طعمه گذاری  و لانه کوبی، دفع صحیح  زباله  و حذف  زمینه های  مساعد رشد و تکثیر جوندگان  مؤثر خواهد بود.

۳- مبارزه  با ناقل  بیماری : تأمین بهداشت  محیط، حذف  مناطق  رشد و تکثیر پشه  مانند محلهای  تجمع  زباله ، نخاله های  ساختمانی  و کود حیوانی ، ساختمانهای  نیمه  کاره  و تسطیح  و بهسازی  حوالی  مناطق  مسکونی  از اولویت  ویژه ای  برخوردار است . سمپاشی  از اقدامات  نهایی  است  که  درصورت  لزوم،  آن  هم  در نوع  شهری می تواند مورد استفاده  قرار گیرد. البته به  لحاظ خطر بروز انواع  مقاوم  نسبت به  سم ، عوارض  زیست  محیطی  آن  و احتمال  مهاجرت  ناقل  به  مناطق  مجاور و جدید، سمپاشی  از کمترین  اولویت برخوردار است .با توجه  به  اینکه  در نوع  روستایی،  محل رشد و تکثیر پشه ها عمدتاً در لانه جوندگان  می باشد و معمولاً افراد درهنگام  غروب  در خارج  از اماکن  مورد گزش  قرار می گیرند، سمپاشی  کمترین تأثیر را در کنترل  ناقل  خواهد داشت .

۴- حفاظت  فردی : از مهمترین بخشهای  پیشگیری،  آموزش  مردم برای  حفاظت  خود از گزش  پشه  ناقل می باشد. نصب  توری  پنجره ، استفاده  از پشه  بندهای  آغشته  به  سم  (دلتامترین )، خودداری  از انباشتن  زباله  و کودحیوانی  در مناطق  مسکونی ، بهسازی اماکن ، رعایت  فاصله  مناسب  زندگی انسان  و دام ، پوشاندن  زخم  و تمیز نگه داشتن  آن ، شناسایی  و درمان مبتلایان  به  سالک  برای کاهش مخازن  انگلی ، تخریب  اماکن  متروکه ، کنترل  کودکان  برای بازی  در مکانهای آلوده  در عصرها و غروب  آفتاب و رعایت  احتیاط در موقع  کشاورزی در ساعت  خاصی  از روز، همگی  از نکات  مهمی  هستند که  باید در آموزش روشهای  پیشگیری  مورد توجه  قرار گیرند.
تولید واکسن  نیز در کشور ایران در دست تحقیق  و تجربه  می باشد که  تاکنون واکسن  مناسب  قابل  استفاده  برای  عموم تولید نگردیده  است .

همان طور که اطلاع دارید لیشمانیا انگلی است تک میزبانه که در داخل ماکروفاژ های مهره داران زندگی می کند و در کشور ما هم به ویژه در منطقه آذربایجان شیوع دارد . در ضمن همین جا ، یادی هم از دکتر مظلوم گوگانی استاد گرامی خودمان میکنیم که چند ماه پیش به رحمت خدا رفتن . استاد عزیز ما در زمینه لیشمانیا تحقیقات بسیار زیادی را انجام داده بودند ولی عجل فرصت ادامه این مسیرو نداد … روحشان شاد .. همراه ما باشید ….

 

بیولوژی انگل لیشمانیا

جنس لیشمانیا شامل تک یاخته‌های انگلی تک میزبانی هستند که به صورت آماستیگوت‌های غیرمتحرک درون سلولی در داخل ماکروفاژهای میزبانان مهره‌دار و به صورت پروماستیگوت‌های متحرک تاژکدار در  پشه‌خاکی‌های ناقل زندگی می‌کنند. انگل در بدن میزبانان بی‌مهره و مهره‌دار هردو تقسیم و تکثیر حاصل می‌کند. انگل از نظر شکل و ساختمان به صورت زیر دیده می‌شود :

پروماستیگوت لیشمانیا                       آماستیگوت لیشمانیا

پروماستیگوت لیشمانیا                                          اماستیگوت لیشمانیا

پروماستیگوتها که در روده میانی پشه‌های فلوبوتوموس و اماستیگوت‌ها که در ماکروفاژهای پستانداران مستقر هستند دراز بوده و اندازه آنها به ۱۲ میکرومتر می‌رسد و دارای هسته و کینتوپلاست مشخص هستند. تاژک تقریبا هم اندازه انگل و گاهی اوقات تا ۲۰ میکرومتر نیز می‌رسد . آماستیگوت‌ها تخم‌مرغی شکل بوده و اندازه آنها بین ۲ تا ۵ میکرومتر می‌باشد و دارای هسته گرد یا بیضی هستند .

 

چرخه زندگی و نحوه انتقال انگل آن در بدن پشه‌ خاکیها

انتقال انگل لیشمانیا فقط توسط پشه خاکی ماده که دارای ضمائم مناسب برای مکیدن خون مهره‌داران است، صورت می‌گیرد. بیشتر گونه‌های فلبوتوم در شب از انسان، موش صحرایی، سگ و مارمولک خونخواری می‌کنند. عوامل مختلف خارجی و داخلی مانند سوش لیشمانیا، گونه پشه خاکی، خصوصیات اکولوژیکی انگل و بدن پشه ناقل در انتقال دخالت دارند. تا کنون ۴۳ گونه پشه خاکی در ایران شناخته شده است. راه اصلی انتقال، با نیش پشه خاکی است ولی راههای دیگری نیز دخالت دارند که عبارتند از:

  • انتقال از راه خون در لیشمانیوز احشایی (امکان آن کم است).
  • انتقال از راه جفت در لیشمانیوز احشایی ( که بسیار نادر است).

 

رشد انگل در بدن حشره ناقل

پشه خاکی در هنگام تغذیه از میزبان جسم لیشمن را می‌بلعد. انگلها در روده میانی پشه آزاد شده سپس در داخل غشایی یک لایه به نام غشای پریتروفیک محصور گردیده و به اشکال تاژکدار (پروماستگوت) تبدیل می‌شوند. این تغییرات در محیط کشت، ۲۴ تا ۷۲ ساعت طول می‌کشد ولی به نظر می‌رسد که در بدن پشه سریعتر انجام شود. پروماستیگوتها بعد از خارج شدن از این غشاء، تاژک نسبتا بلند خود را در سلولهای پوششی روده فرو برده و با سرعت تقسیم می‌شوند. سپس به قسمتی از روده قدامی حشره که دارای پوشش کوتیکولی است، مهاجرت می‌کنند و با استفاده از تاژک به جدار قدامی روده متصل می‌شود. بعد از مدت کوتاهی پروماسیتگوتها در مری و گلوی حشره منتشر می‌شوند و بوسیله تاژک به لایه پوششی آن می‌چسبند. هنگام تغذیه پشه از میزبان خود، پروماسیتگوتها بر اثر انقباض ماهیچه‌های ناحیه گلو خارج و توسط خرطوم به میزبان جدید تزریق می‌شوند. فاصله زمانی بین آلوده شدن پشه تا زمانی که پروماسیتگوتها از طریق دهان خارج می‌شوند بستگی به گونه پشه خاکی و نوع لیشمانیا دارد که تقریبا ۹ تا ۱۵ روز است. انگل توسط سلولهای بیگانه خوار با عمل بیگانه خواری خورده شده و وارد کیسه‌های یک لایه‌ای بنام فاگوزوم شده و تکثیر می‌یابند که تعداد آنها گاهی به ۱۰۰ عدد می‌رسد. پس از انهدام سلول بیگانه خوار اول، این انگلها توسط سلولهای بیگانه خوار بعدی خورده می‌شوند .

 

مخازن انگل

بیشتر انواع لیشمانیاها در حیوانات وحشی و اهلی زندگی می‌کنند و انسانها به عنوان میزبانهای تصادفی شناخته می‌شوند که تنها در صورت قرار گرفتن در معرض چرخه انتقال طبیعی آلوده می‌شوند (Desjeux 1992) مخزن طبیعی گونه‌های لیشمانیا شامل پستانداران مختلف از جمله انسان، سگ، شغال، روباه و انواع جوندگان می‌باشد. سگ تنها حیوان اهلی است که به عنوان یک مخزن مهم و میزبان لیشمانیا شناخته شده است(Ashford.1996). البته شواهدی مبنی بر مخزن بودن اسب سانان برای L. braziliensis نیز وجود دارد. سگها مخزن اهلی اصلی L. infantum در دنیای قدیم (نیمکره شرقی) و L. chagasi در دنیای جدید (نیمکره غربی) می‌باشند(WHO.1990, Aguilar et al. 1986). سگها در برخی گونه‌های دیگر مانند برخی گونه‌ها از کمپلکس L. braziliensis و L. tropica . نیز ممکن است نقش مخزن را داشته باشند(WHO 1996) ، توجه به سمت موشهای اهلی معطوف شده گونه Rattus Rutus با عفونت L. infantum در بسیاری از کشورهای حوزه مدیترانه و آسیای میانه مشاهده شده، اما در حال حاضر شواهد کمی برای قرار دادن موش در جمله مخازن مهم این انگل وجود دارد(Aljeboori. 1986).

 

رابطه انگل ـ میزبان در مهره‌داران

لیشمانیوزها گروهی از بیماریهای عفونی هستند که به عنوان یکی از مشکلات مهم سلامت عمومی در تمام دنیا شناخته می‌شوند. خاصیت عفونت‌زا بودن لیشمانیا بستگی به توانائی زندگی در معده میانی (midgut) پشه خاکی و سرایت به ماکروفاژهای پستانداران دارد. از نظر زیست‌شناسی ماکروفاژها مجهز به اجزائی برای از بین بردن ارگانیزمهای ریز خارجی هستند. جالب‌ترین جنبه لیشمانیاها زندگی در ماکروفاژهای میزبان است. در اثر تقسیم‌های متعدد غیرجنسی انگل، ماکروفاژ ترکیده و انگلها آزاد شده و وارد ماکروفاژهای دیگر می‌شوند.  آماستیگوتها در داخل سلولهای سفید تک هسته‌ای (monocyte) غیرمتحرک هستند و بیشتر در داخل ماکروفاژهایی که توسط واکوئلهای غیرگوارشی احاطه شده و در نتیجه آنزیمهای آنها غیرفعال بوده و به انگل اجازه زنده بودن در داخل ماکروفاژ را می‌دهند، زندگی می‌کنند.  عفونت با انگل لیشمانیا ممکن است علامتهای کلینیکی مختلفی را از خود  نشان دهد. از جمله لیشمانیای جلدی (یا CL) که توسط زخمهای پوستی یا جلدی شناسائی می‌شوند که نیمکره شرقی توسط گونه‌های مختلف مثل ,L. major L. tropica و L. aethiepica ایجاد می‌شوند و در نیمکره غربی هم گونه‌هائی مثل L. mexicana، L. gujanesis، L. panamenensis و   L. braziliensis مسبب CL هستند .

این انگل همچنین باعث لیشمانیای پوستی منتشره(DCL) می‌شود که در نیمکره شرقی توسط  L. aethiopica و در نیمکره غربی  توسط L. mexicana و L. braziliensis ایجاد می‌شود.  همچنین لیشمانیای (جلدی مخاطی)  یا Mucocutaneus که توسط L. panamenensis و L. braziliensis ایجاد می‌شود(WHO. 1990).

لیشمانیای احشائی توسط دونووانی کمپلکس L. donovani(complex) (L. infantum ، L. donovani و L. chagasi) ایجاد می‌شود. در برخی موارد گونه لیشمانیائی که باعث VL می‌شود، می‌تواند یک زخم پوستی ساده نیز ایجاد کند، مثل L. infantum در منطقه مدیترانه  (Grimaldi et al 1989) یا متعاقب درمان لیشمانیای (WHO, 1990) L. donovani که منجر به PKDL می‌شود.

مشخص شده است که در میزبانهای مهره‌دار، انگل لیشمانیا، در فاگوسیتهای تک هسته‌ای (mononuclear phagocytes) زندگی کرده و استقرار می‌یابند .این سلول‌ها وظیفه دفاعی داشته و مسئول کشتن و هضم میکروب‌ها می‌باشند. نه تنها این انگل‌ها قادر به زنده ماندن و تقسیم شدن در این محیط درون سلولی، که برای میکروبهای دیگر زهرآگین است، هستند بلکه در بسیاری از موارد آن‌ها باعث عقب افتادن یا به طور کلی جلوگیری از ایجاد پاسخهای ایمنی حفاظتی توسط سلولهای T می‌شوند. تصور بر این است که برای حذف لیشمانیا از ماکروفاژ‌ها علاوه بر این، به خاطر جای‌گیری درون سلولی لیشمانیا در میزبان مکانیزمهای cell mediated به جای humoral برای ایجاد مقاومت (resistance) به عفونت اهمیت بیشتری دارد.
عفونت ایجاد شده توسط Leishmania معمولا به وسیله پاسخ ایمنی سلولهای کمکی T و روشهای ناشناخته دیگر کنترل می‌شود. IFN-γ نقش کلیدی در فعل سازی مستقیم و کشتن لیشمانیا دارد. فعال سازی Th۱ و تولید IFN-γ به توانائی میزبان در کنترل عفونت حاصل از لیشمانیا بستگی دارد.

لیشمانیوز جلدی

در مناطق بومی (endemic) آلوده به VL، موارد ممکن است که علائم کلاسیک VL را داشته یا نداشته باشند. این ممکن است به دلیل ارتباط بین توانائی تولید IFN–γ و اینترلوکین (IL – ۲) یا VL نوع asymptomatic (بدون علامت بالینی) subclinical باشد. در مقابل، کسانی که لیمفوسایت‌هایشانproliferata (نمی‌شوند) هنگام مبتلا شدن به آنتی‌ژن لیشمانیا IFN–γ تولید نمی‌کنند، و بیشتر در معرض گرفتن بیماری حاد VL می‌باشند (Liew et al. ۱۹۹۰، Carvalho. ۱۹۹۶، Akuffo et al. ۱۹۹۶).

 

اهمیت در سلامت عمومی

لیشمانیوز‌ها در ۸۸ کشور جهان شایع بوده، و بیش از ۳۵۰ میلیون انسان در معرض این بیماری قرار دارند. در حال حاضر حدود ۱۲ میلیون انسان حداقل از یکی از انواع لیشمانیا‌ها رنج می‌برند و میزان بروز سالیانه آن در حدود ۰۰۰/۵۰۰ مورد VL و ۱ تا ۵/۱ میلیون لیشمانیای جلدی است. در دهه‌های گذشته، مناطق (endemic) وسیع‌تر گشته و موارد بیماری ثبت شده افزایش شدیدی داشته‌ است. لیشمانیا‌ها بیشتر در کشورهای دارای مشکلات اقتصادی شیوع دارند، به طوری که ۷۶ کشور از ۸۸ کشور (endemic) کشورهای در حال توسعه هستند. برنامه‌های توسعه مثل شبکه راه‌ها و جاده‌ها، مراکز عمومی جدید، سد‌ها دست به دست عوامل زیست محیطی داده و شرایط مناسبی برای ازدیاد ناقل‌ها و مخازن حیوانی ایجاد می‌کنند. این برنامه‌ها همچنین می‌توانند جمعیت‌های حفاظت نشده را در معرض چرخه طبیعی بیماری قرار داده و در نتیجه به گسترش بیماری کمک کنند. از عوامل دیگر گسترش لیشمانیا توقف برخی برنامه‌های کنترل مالاریا بوده که با پاشیدن حشره‌کش‌ها باعث از بین رفتن پشه‌ها و از پشه‌خاکی‌ها می‌شدند. انگل‌هائی که باعث ایجاد ZVL در نیمکره شرقی و غربی می‌شوند به ترتیب عبارتند از L. infantum و L. chagasi. محققین بر این باورند که این دو گونه انگل Synonymous هم هستند. و در اینجا هردو با عنوان L. infantum شناخته می‌شوند. توزیع L. infantum در نیمکره شرقی در منطقه اکولوژیکی و در بین محدوده عرض شمالی ۱۷ درجه و ۴۸ دقیقه و طول شرقی ۱۵ درجه و ۱۱۰ دقیقه قرار دارد.

 سگ در بیشتر کشورهای (endemic) از جمله آسیا و آفریقای شمالی، اروپا و نیمکره غربی به عنوان مخزن بیماری شناخته شد . دیگر گوشتخواران مثل روباه‌ و شغال نیز ممکن است مبتلا شوند.

تحقیقات زیادی اهمیت گونه‌های subgenus لاروسوس (Larroussus) را در انتقال L. infantum در نیمکره شرقی نشان داده‌ است. اما گونه پشه خاکی ناقل در نواحی وسیعی از آسیا نامشخص است. برخی از ناقلین L. infantum مثل Lu. longipalpis رابطه نزدیکی بامحیط اهلی داشته و می‌توان آن‌ها را به تعداد زیاد در طویله‌ها و همچنین مکان زندگی انسان‌ها یافت. انتقال از طریق این گونه‌های (Synanthropic) می‌تواند تمام اعضای یک خانواده را در معرض ابتلا قرار دهد. در مقایسه پشه‌های خاکیهائی که به ندرت در محیط‌های اهلی یافت می‌شوند را می‌توان خطر شغلی برای کسانی که در محیط خارج از خانه کار می‌کنند در نظر گرفت. در نتیجه عفونت‌های لیشمانیا بیشتر در مردان بالغ دیده می‌شود که بیشتر در محیط آزاد کار کرده یا استراحت می‌کنند.

عوامل مؤثر در ابتلاء و انتشار بیماری لیشمانیوز

  1. سن و جنس (دخالت مستقیم ندارند بلکه متناسب با پوشش بدن و حضور هرچه بیشتر فرد در محل زیست پشه آلودگی کم یا زیاد‌تر می‌شود).
  2. وجود ناقل و مخزن
  3. شغل (کشاورزان و کارگران بیشتر در ارتباط بیشتر، و در معرض آلودگی زیادتری هستند)
  4. فصل و درجه حرارت (در فصل گرم و مرطوب آلودگی بیشتر الست)
  5. سمپاشی (با انجام سمپاشی‌های مختلف بر علیه حشرات از هر نوع، میزان شیوع آلودگی کاهش می‌یابد)
  6. تغییرات اجتماعی و شرایط بهداشتی (شرایط بهداشتی ضعیف و مهاجرت از مناطق غیر اندمیک در شیوع بیشتر آلودگی موثر است
پشه خاکیهای جنس فلوبوتوموس در نیمکره شرقی و لوتزومیا (Lutzomyia) در نیمکره غربی، تنها گونه‌هائی هستند که ناقل بودنشان برای لیشمانیا ثابت شده است .

لیشمانیا

 

Leave a Reply 5811 views, 2 so far today |

Leave a Reply

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.

Gorgeous Gorgs, Sliema, December 24, 2016The 11:40 Rogue One Show on Eden in St Julian, December 28, 2016Ariëlla 006Lu #XAriëlla 005Surveillance Cat, St Julian, December 25, 2016x*y*z II1R8A87631R8A8711Strange small red house, Sliema, December 24, 2016