| Mobile | RSS

MHC

اسفند ۲م, ۱۳۸۹ | No Comments | Posted in ایمونولوژِی

فصل دهم: MHC

 

   MHCقلب پاسخ های ایمنی و فرماندهی پاسخ های ایمنی بدن است.تعیین کننده حساسیت یک فرد به یک بیماری و مرحله شروع پاسخ های ایمنی اکتسابی از MHCشروع می شود.

MHC= Major Histocompatebility Complex (مجموعه سازگاری نسجی اصلی)

   اصل مجموعه سازگار نسجی از پیوند آغاز شده است (مبحث اصلی آن در پیوند بوده است).سر آغاز MHCپیوند بوده است.در بحث پیوند یک دهنده پیوند (Donor)و یک گیرنده پیوند (Recipient)مطرح است.در بحث پیوند متوجه شدند ژنی به نام آنتی ژن Hوجود دارد که هر چه ژن ها در بین دهنده و گیرنده تشابه وجود داشته باشد در آن ها رد پیوند کمتر است و سپس دیدند آنتی ژن های Hبه ۴ دسته تبدیل می شوند (H1,H2,H3,H4)و در بین این آنتی ژن ها، H2بسیار مهم تر از بقیه در گرفتن پیوند بود.

   این کارها توسط دانشمندی به نام Corerصورت می گرفت و سپس اصطلاح MHCتوسط Snellصورت گرفت.آزمایش دیگری توسط Corerصورت گرفت:مثلا موش Aبه موش Bپیوند دهد، قبل از پیوند لوکوسیت های موش Aرا به موش Bتزریق کرد و بعد از ۱۵-۱۰ روز پیوند انجام گرفت.موش کنترل هم وجود داشت.مشاهده سرعت رد پیوند در موش های تست خیلی بیشتر از موش کنترل بوده است که علت آن آنتی ژن های Hروی لکوسیت ها خیلی زیاد است یعنی آنتی ژن هایی که برای رد پیوند هستند روی لوکوسیت ها می باشد.اسم این آنتی ژن ها (آنتی ژن H) را لکوسیت آنتی ژن نامیدند و در انسان Human Leucocyte antigenو در سگ (DLA)و در میمون (MLA)و MHCموش را H2می گویند.نام دیگر MHCدر انسان HLAمی باشد.

   پروفسور دوسه روی ژن های HLAکار کرد و MHCموش و انسان را به ۳ دسته تقسیم کرد:

MHC class I

MHC class II

MHC class III

   ژن هایی که این آنتی ژن های MHC Iو MHC IIرا کد می کنند روی کروموزوم شماره ۶ قرار دارند.ژن هایی که آنتی ژن های MHC Iو MHC IIرا کد می کنند روی بازوی کوتاه کروموزوم ۶ قرار دارند و ناحیه وسیع حدود ۴ تا ۶ سانتی مورگان را شامل می شود.

   یک کروموزوم از مادر به ارث برده می شود (Maternal)و یک کروموزوم را از پدر (Paternal).این آلل ها نسبت به هم کودومینانت هستند.

ژن MHC I  شامل ژن های A، Bو Cهستند.ژن MHC IIشامل ژن های DP، DQو DRهستند.ژن MHC IIIبین کلاس Iو IIقرار دارند و مورد بحث ما نمی باشد.

   ژن های MHCپلی ژن و پلی مورفیسم دارند (پلی ژن که در آن چند ناحیه ژنی در کد شدن آنها دخالت دارند و پلی مورفیسم ژنی که Aرا کد می کند دارای اشکال مختلفی است، Bهمین طور، Cهمین طور، DPو … به علت موتاسیون هایی که در آن ژن ها رخ داده است).

   از فرم A195 نوع (شکل) داریم، از فرم B395 نوع و از فرم C93 نوع داریم.در MHC IIپلی مورفیسم کمتر است و بیشترین پلی مورفیسم آن در DRβمشاهده می شود.به عنوان مثال در مادر A1,B12,C18    DP10,DQ11,DR18و در پدر A13,B3,C32    DP8می باشد.

   هم MHC Iو هم MHC IIرا در سطح مولکول داریم و چون کودومینانت هستند همه آن ها به صورت دو تا دو در سطح سلول وجود دارند (پس ۱۲ سری (۶ جفت) آنتی ژن Hرا در سطح سلول داریم).بنابراین در اثر برخوردن متفاوت MHCهای متفاوت تولید می شود.

   برای انجام پیوند ابتدا HLA Typingیا MHC Typingرا انجام می دهند (چون نقش اصلی را در رد پیوند دارند).ابتدا گروه های اصلی خون باید متشابه باشند.برای این که ببینند گروههای فرعی مشابه است یا نه تست کراس مچ (Cross match)می گذارند که به دو نوع مینور و ماژور طبقه بندی می شود.در این تست RBCدهنده را گرفته و با سرم گیرنده مجاور میکنند، اگر آنتی ژن های دهنده مشابه فرد گیرنده نباشد آگلاتیناسیون رخ می دهد و ماژور کراس مچ می باشد.اگر RBCگیرنده را با سرم دهنده مجاور که به آن مینور کراس مچ گویند که اهمیت ندارد.

   در مرحله سوم HLA Typingمی کنند تا مطمئن شوند از لحاظ آنتی ژن های HLAیکسان هستند، برای HLA Typingدو روش وجود دارد:

۱)    Microcytotoxicity assay (Class I)

2)    Mixed lymphocyte culture (MLC) (Class II)

   برای آن که MHCکلاس Iو IIرا تعیین کنیم لکوسیت را می خواهیم و از آن جا لنفوسیت ها را مطالعه می کنیم برای جدا سازی لنفوسیت از فرد خونگیری کرده و روی فایکل برده و سانترفیوژ می کنیم و سپس حلقه سفید را برداشته و جدا می کنیم.

   برای تست اول (Microcytotoxicity assay)پلیت های کوچکی به نام پلیت های کاوازاکی که در داخل آن ها چاهک هایی وجود دارد (۹۶ تا چاهک) و بعد از شستشوی لنفوسیت ها آن ها را داخل چاهک می ریزند.از آنتی بادی ضد کلاس Iاستفاده می شود. (آنتی بادی ضد HLAاولین بار در کسانی پیدا شد که چندین بار دریافت خون داشتند.دومین جا در زنانی است که چندین بار حامله شده اند (چون نیمی از کروموزوم ها در جنین از پدر است) ) سپس به این مجموعه آنتی ژن –آنتی بادی، کمپلمان را اضافه می کننند (کمپلمان را از خوکچه می گیرند) و به آن اضافه میشود. در جاهایی که آنتی ژن –آنتی بادی مورد نظر خود را تشخیص دهد، کمپلمان را روی آن سلول Fixمی کنند و در آن چاهک سلول های می میرند (لیز سلول ) و برای مشاهده لیز سلول از یک رنگ حیاتی به نام Eosin yاستفاده می شود که سلول های زنده را رنگ نمی کند ولی مرده ها را رنگ می کند.

   این پلیت را به زیر میکروسکوپ می بریم و چاهک هایی که رنگ گرفته اند را مشخص کرده و می گوییم مثلا MHCهای این فرد C7,B6,A4است (این برای فرد گیرنده) و برای فرد دهنده هم باید انجام شود.

   از آن جایی که آنتی ژن MHC IIقابل شناسایی با آنتی بادی نمی باشد از روش MLCیا

MLRاستفاده می شود:

   لنفوسیت های فرد دهنده و گیرنده در یک پلیت در کنار هم قرار می گیرد، اگر لنفوسیت های دهنده و گیرنده از لحاط آنتی ژن MHC IIیکسان باشند هیچ واکنشی اتفاق نمی افتد (تکثیر لنفوسیتی) اما اگر این دو قرابتی با هم نداشته باشند شروع می کنند به تکثیر و ازدیاد، برای این که این تکثیر را بتوان از لحاظ کمی اندازه گیری کرد، موقعی که این دو سلول را کنار هم قرار میدهیم از H3 – Thymidinنشاندار استفاده می شود که به محیط کشت اضافه می شود.

   اگر تکثیری اتفاق بیفتد، لنفوسیت ها از تیمیدین استفاده کرده و در ژنوم خود قرار می دهند و اگر تکثیری رخ ندهد تیمیدین استفاده نمی شود.سپس محیط را شستشو داده و تیمیدین را حذف می کنند و سپس میزان جذب تیمیدین جذب شده را با گاماکانتر محاسبه می نمایند و پی میبرند که تکثیر لنفوسیتی رخ داده است یا نه؟این واکنش حدود ۷ روز طول می کشد.

   برای آن که سریعا جواب را بدهیم (مثلا در موارد مرگ مغزی که جواب بسیار مهم است باید زود انجام شود) زمان را از ۷ روز به ۱ روز تقلیل دادند با تست Primed lymphocyte cultureلنفوسیت هایی که علیه یک سری آنتی ژن های MHC class IIبرخورد می کنند یک حافظه ای در خود ثبت می کنند، یعنی برای هر MHC(مثلا MHC DRرا می بیند شروع به تکثیر سریع در ۲۴ ساعت می کند) یک سری MHCهایی در آزمایشگاه تربیت (تحریک شده اند) شده اند که بر علیه آنتی ژن های MHC IIتحریک شده اند و از این تحریک در ذهن خاطره دارند.

   در آزمایشگاه علیه MHC IIمختلف (DR,DQ,DP)یک سری لنفوسیت تربیت شده اند که با دیدن انواع مختلف DP,DQ,DRآن ها را تکثیر می کند.امروز به جای این ۳ روش گفته شده (روش های سرولوژیک و کشت) از PCRاستفاده می شود بدین ترتیب که DNAفرد مورد نظر را گرفته و برای فرد پرایمر طراحی می کنند.

   احتمال این که دو فرد از لحاظ MHCمچ باشند پایین است آن چه در HLAمهم است DR، C، Bو Aاست از این رو HLA Typingانجام می گیرد و در فرد گیرنده ۲A B C  DRو ۲ تا هم در دهنده ۲ A B C DRاز این ۸ اگر کاملا مچ باشد ۸/۸ کاملا مطلوب و در پیوند مغز استخوان از ۶/۶ مچ باشد پیوند صورت می گیرد.اولین پیوند در خانواده فرد صورت می گیرد چون احتمال مچ بیشتر صورت می گیرد و اگر ۶/۶ صورت نگرفته به سراغ افراد مختلف می روند و سعی می کنند حداقل ۶/۶ مچ را پیدا کنند.

   برای آن که جلوی رد پیوند را بگیرند سیستم ایمنی را سرکوب می کنند و از داروهای Immuno suppressiveاستفاده می شود که با کورتون ها، سایکلوسپورین سعی می شود سیستم ایمنی فرد را خیلی سرکوب شود همراه Supprestinباید آنتی بیوتیک هم مصرف شود (برای از بین بردن فلوئور طبیعی).

   سپس انجام عمل پیوند صورت می گیرد و همچنان از ساپروسیو استفاده می شود و بتدریج غلظت را کم می کنند.نیمه عمر یک پیوند در کلیه ۱۰ سال است و بعد از ۱۰ سال رد پیوند صورت می گیرد مگر آن که مچ ۱۰۰ % باشد.

کاربردهای HLA:

1)پیوند (graft).اگر پیوند از خود فرد به خودش باشد auto graftو اگر دو قلوی همسان باشند iso graftو اگر دو قلوی همسان نباشند allo graft(معمولا از این نوع است) (بین افراد مختلف یک جنس) و اگر پیوند از میمون به انسان باشند xeno graft(پیوند بین دو جنس مختلف) گفته می شود.

۲)رد ابوت: برای این که ببینند بچه ای برای یک پدر یا مادر هست یا نه؟ اگر ژنوتیپ فرزند با ژنوتیپ پدر و مادر یکی نباشند بچه برای آنها نمی باشد.

۳)در جمعیت شناسی: HLAیک نژاد زرد پوست با سفید پوست ، یا مثلا نژاد یک فارس و یک ترک با هم فرق دارد.

۴)در بیماری ها: مشخص شده است که HLAخاصی همراه بیماری خاصی وجود دارد.مثلا در دیابت ژنتیکی با یک HLAخاصی است یا خیلی از بیماری های خود ایمن همراه HLAخاصی بروز می کند.

   آن چه MHCرا خیلی مهم کرده است، نقش آن در شروع پاسخ های ایمنی است.

ساختار MHC I:

   از یک زنجیره αتشکیل شده است که حدود ۴۵ کیلو دالتون وزن دارد و ۵ دومین دارد (۱αتا α5) و زنجیره ای به نام β2-Microglobulinکه ژن آن روی کروموزوم شماره ۱۵ قرار دارد که حدود ۱۲ کیلو دالتون وزن دارد.

ساختار MHC II:

   یک هترو دایمر است که دارای ۲ زنجیره αو βاست که زنجیره αسنگین تر است و ۳۵ تا است و زنجیره βسبک تر و ۲۹ کیلو دالتون است.شامل یک α1و α2و دم سیتوپلاسمی و۱βو۲βو یک دم سیتوپلاسمی است.-Microglobulin βهیچ گونه پلی مورفیسمی ندارد ولی αدارد.شیار MHC(Cleft MHC)بیشترین پلی مورفیسم در ناحیه ۱αو ۲αقرا دارد (بیشترین موتاسیون) و ناودان MHCکه بیشترین موتاسیون و بیشترین پلی مورفیسم در آن جا است که یک sheet-βدر آن جا قرار دارد و اطراف آن ۲ تا αدارد.

   این شکاف در MHC IIدر بین α1و β1قرار دارد.α3در MHC Iمعادل β3درMHC II  است.بیشترین تغییرات MHC IIدر ناحیه ۱αو β1که در β1بیشتر است.بیشترین تغییرات در MHC Iدر ناحیه α1و α2است.

Leave a Reply 3878 views, 1 so far today |

Leave a Reply


three × = 6

Taste of MadisonTaste of MadisonTaste of MadisonA.G.The Arctic Without Its' Glacier...AdmirationThe darkness in me...man and dogso whatttC39A3626.jpg