| Mobile | RSS

سلول های بنیادی جنینی

آذر ۱م, ۱۳۸۹ | ۳ Comments | Posted in سلولی و مولکولی

stem_cell

مقدمه

سلول های بنیادی (stem cells) دو ویژگی اساسی یعنی توان تقسیم و تولید سلول هایی با خواص یکسان

(خود نو زایی : self-renewal) و ایجاد انواع سلولهای تمایز یافته دارند بر اساس توان تمایز و برگشت پذیری انها سلولها را میتوان به انواع زیر تقسیم نمود :

۱) همه توان (totipotent ) این سلولها میتوانند همه ی سلولها اعم از سلولهای فرد و سلول های برون جنینی (جفت) را بسازند مانند بلاستومرهای یک جنین دو سلوای که هر سلول آن میتواند یک فرد کامل را بسازد.
۲) پرتوان (pluripotent) سلول های هستند که میتوانند همه یا غالب سلول های بدن فرد را بسازند. مثلا سلولهای بنیادی جنینی تحت شرایط خاص می توانند یک فرد را بسازند ولی قادر به ایجاد سلولهای برون جنینی نیستند سلولهایی که از گنادهای جنینی (
fetus) به دست می آیند و به آنها سلولهای زاینده جنینی (Embryonic Germ cells; EG) گفته می شود نیز جز این دسته هستند سلولهای تمایز نیافته ی کارسینومای جنینی (Embryonal Carcinoma Cells; EC) مشتق از تراتوکارسینومس ها نیز پرتوان هستند. تراتوکاسینومس ها تومورهای تمایز یافته ی خوش خیم هستند که دارای جمعیت های تمایزنیافته ی زیادی هستند. مطالعات قبلی رخداد تراتوکارسینوما را به صمرت خود به خودی نشان داده است. این سلولها قابلیت تمایز در محیط ازمایشگاهی و یا به صورت تشکیل تراتوکارسینوما را دارند. تک تک این سلول ها قادر به تشکیل کلونی هستند و با تمایز می توانند مشتقات سه لایه ی زاینده (اکتودرم مزودرم اندودرم) را به وجود اورند.
۳) چند توان (multipotent) تعداد محدودی ازانواع سلول را ایجاد می کنند (مانند سلولهای بنیادی واقع در بافتهای بزرگسالان).
به طور کلی سلول های بنیادی دارای دو منشا جنینی (embryonic) و بزرگسالان (adult) هستند. سلول های بنیادی جنینی از توده سلولی داخلی (inner cell mass: ICM) جنین در مرحله بلاستوسیست به دست می آیند دسته دیگر سلولهای بنیادی بزرگسالان هستند که در بسیاری از سلول های تخصص یافته بدن از جمله مغز مغز استخوان کبد پوست لوله گوارش قرنیه و شبکیه چشم و حتی پالپ عاج دندان یافت می شوند. در بزرگسالان در هنگام جراحت و حتی در غیاب ان به طور مداوم این سلول ها فعال هستند. قبلا دانشمندان فکر می کردند که سلولهای بنیادی بزرگسالان تنها سلول های همان بافت را ایجاد میکنند اما امروزه معتقدند پلاستیسیته این سلول ها بیش از ان است و این سلولها می توانند انواع دیگری از سلول ها را نیز بسازند. برای مثال سلول های بنیادی بزرگسالان مشتق از مغز استخوان علاوه بر انکه می توانند سلول های خونی و ایمنی را بسازند قادرند به صورت transdifferentiation و یا تمایز مستقیم انواع دیگری از سلولها نظیر سلول های ماهیچه اسکلتی میکرو گلیا و استروگلیا در مغز و هپاتوسیت های کبدی را بسازند بر اساس این مشاهدات پیشنهاد شده که ممکن است این سلول هایدر طب پیوند قابل کاربرد باشند. اما دانشمندان دیگر در این مورد شک دارند و نشان داده اند که این سلولهای بنیادی مغز استخوان به بافت های غیر خونی کم دیده شده است بنابراین به این سوال که ایا سلولهای بنیادی بزرگسالان سلول های پر توان حقیقی هستند و قادر به تکثیر نامحدود در محیط کشت می باشند هنوز پاسخ مشخصی داده نشده است سلول های بنیادی و به خصوص سلول های بنیادی جنینی در مطالعات زیست شناسی تکوینی طب پیوند توسعه داروسازی ناهنجاری شناسی تولید موشهای ترانس ژن و knockout اهمیت دارند در اینجا به بیان نحوه تولید و کاربرد بالقوه سلول های بنیادی جنینی پرداخته می شود

 

مشخصات سلول های بنیادی جنینی

درحقیقت منشا سلول های بنیادی جنینی مشخص نیست و معلوم نیست که ایا سلول های بنیادی جنینی ٬ سلول هایی در توده سلولی بلاستوسیست هستند و یا ان که همان توده سلولی داخلی بلاستوسیست تحت شرایط ازمایشگاهی تبدیل به سلول های بنیادی جنینی می شوند. به هرحال برای اهداف تحقیقاتی تعریف یک سلول بنیادی جنینی بیش از سلول بنیادی با توان تقسیم زیاد مشتق ازجنین است که می تواند تقریبا به تمام سلول های بدن تمایز یابد. بنابراین بیان نکات با اهمیت و خاص در تعریف سلول های بنیادی جنینی ضروری است. بر اساس تعریف استین اسمیت که مطالعات زیادی بر سلول های بنیادی جنینی موش دارد مشخصات ذیل را برای تعریف سلول های بنیادی جنینی ضروری می داند.

۱) از توده سلولی داخلی(ICM) و یا اپی بلاست بلاستوسیست مشتق شده است
۲) دارای توان تقسیم متقارن نامحدود و بدون تمایز باشد و در این حال توان تمایزی را حفظ نماید( به عبارت دیگر در بلند مدت هم توان خود نوزایی داشته باشد ) .
۳) دارای کاریوتیپ طبیعی کروموزومی بوده و این حالت را نیز حفظ نماید.
۴) سلول های بنیادی جنینی پر توان بتوانند انواع سلول تمایز یافته که مشتق از سه لایه زاینده اولیه جنین (اندودرم٬ مزودرم و اکتودرم ) است را به وجود اورند.
۵) طی تکوین٬ دارای توان ادغام در تمام بافت های جنینی باشد (سلول های بنیادی جنینی موشی به مدت طولانی در محیط آزمایشگاهی حفظ شده اند و هنوز هم پس از انکه به داخل یک جنین دیگر وارد می شوند٬می توانند هر بافتی را به وجود آورند که حاصل ان ایجاد یک جانور کایمرا است ).
۶) دارای توان تولید دودمان زاینده (germ line) که در نهایت اسپرم و تخمک را می سازند٬باشد. به عبارت دیگر قابلیت germ-line transmission را داشته باشد.
۷) کلون زایی (clonogenic) به این معنی که یک سلول منفرد دارای تولید یک کلونی متشکل از سلول های با خواص ژنتیکی یکسان باشد و یا اینکه کلون ها دارای خواص مشابه سلول مبدا باشند .
۸) بیان فاکتور نسخه برداری Oct-4. این فاکتور٬ سبب تحریک یا مهار دسته ای از ژنها می شود که سلول های بنیادی جنینی را در حال تکثیری و غیر تمایزی نگه می دارد.
۹) بتوان ان را به تکثیر و تمایز القا کرد.
۱۰) فاقد نقطه کنترل (
checkpoint G1) باشد. سلول های بنیادی جنینی بیشتر زمانشان را در فازS (سنتزDNA) هستند. بر خلاف سلول های سوناتیکی تمایز یافته سلول های بنیادی جنینی نیازی به تحریک بیرونی برای آغاز همانند سازی DNA ندارند.
۱۱) سلول های بنیادی جنینی غیر فعال شدن کرموزوم  X را نشان نمی دهند. در هر سلول سوماتیک پستانداران ماده یکی از دو کروموزوم X به طور دایم غیرفعال می شود. غیر فعال شدن کروموزوم X در سلول های بنیادی جنینی روی نمی دهد.
a ) این خصوصیت در سلول های انسانی نشان داده نشده است. (b این خصوصیت در سلول های بنیادی جنینی نشان داده نشده است. تمام سلول های بنیادی فوق در سلول های بنیادی جنینی موشی نشان داده شده است.

علاوه بر این سلول های بنیادی جنینی و سلول های کارسینومای جنینی همانند توده سلولی داخلی بلاستوسیست های موشی تعدادی از نشانگرهای سطحی سلول های پرتوان جنینی را نشان می دهند.

کلیات تولید سلول های بنیادی جنینی

تولید سلول های بنیادی جنینی از موش یا انسان فرآیندی چند مرحله ای است که به طور شاخص شامل مراحل ذیل می باشد

۱)توده سلولی داخلی بلاستوسیست پیش از لانه گزینی از تروفواکتودرم (لایه سلولی بیرونی ) اطراف ان جدا می شود. به طور کلی جداسازی بلاستوسیست به دو روش ذیل صورت می گیرد. هر دو روش در تولید سلول های بنیادی جنینی انسانی و موشی کاربرد دارد

الف) مکانیکی : پس از کشت بلاستوسیست جنین به کف ظرف متصل می شود و سپس سلول های تروفواکتودرمی در سطح شروع به رشد می کنند ولی سلول های بنیادی جنینی که از توده سلولی ذاخلی (ICM)به سمت بالا تکثیر می یابند و بعد از چند روز (۵-۳)برامدگی گنبدی شکلی درست می شود در این هنگام با کمک یک پیپت می توان به راحتی ICMرا از تروفواکتودرم جدا کرد. البته گاهی نیزICM همراه با تعدادی از سلول های تروفواکتودرم جدا می شود.

ب) جراحی با کمک ابزار ایمنی (immunosurgery) : در این روش از ابزار های ایمنی یعنی کامپلیمان Complement و آنتی بادی استفاده می شود. به این ترتیب که در ابتدا آنتی بادی خرگوشی علیه سلول های موشی به محیط کشت حاوی بلاستوسیست افزوده می شود و پس از اتصال آنتی بادی ها به سلول های تروفواکتودرمی که در سطح قرار دارند بلاستوسیست ها به محیط حاوی کامپلیمان خوکچه هندی منتقل می شوند. در این زمان کامپلیمان در کنار آنتی بادی فعال می شود و سلول های تروفواکتودرمی را لیز میکنند. لازم به ذکر است از انجا که ICMدر داخل قرار دارد و و هیچ گونه آنتی بادی به ان متصل نمی شود بنابراین به طور سالم باقی می ماند.

۲) کشت ICM برسلول های تغذیه کننده : کشت سلول های تغذیه کننده برای رشد سلول های بنیادی جنینی به منظور تامین مواد ناشناخته مورد نیاز سلول های بنیادی جنینی است البته گاهی سلول های بنیادی جنینی را بدون سلول های تغذیه کننده کشت می دهند ولی در این هنگام کشت سلول های بنیادی جنینی نمی تواند برای مدت طولانی باشد زیرا احتمال تمایز خود به خود انها حتی در حضورLIF (Leukemia Inhibitory Factor) به عنوان عامل ممانعت کننده تمایز زیاد است.در تمامی موارد تقسیم سلول های تغذیه کننده را قبل از هم کشتی با سلول های بنیادی جنینی متوقف می کنند. ممانعت از تقسیم سلول های تغذیه کننده به دو روش تابش اشعه گاما و یا استفاده از مایتومایسین C انجام می شود. مایتومایسین C  بین دو رشته DNAقرارمی گیرد و از جدا شدن انها برای تقسیم ممانعت می کند. سلول های رایج تغذیه کننده فیبروبلاست های جنینی موش هستند. البته ازدودمان STO که یک رده نامیرا از فیبروبلاست موشی هستند نیز استفاده می شوند. سلول های دیگر مانند سلول های کارسینومای مثانه انسانی ۵۶۳۷ و یا رده نا میرای تخمدان هامستر چینی (CHO) نیز گاهی در مراحل اولیه تولید سلول های بنیادی جنینی بکار می روند.

۳) با تکثیر ICM بر سلول های تغذیه کننده و پاساژ انها بعد ازگذشت چند روز بر روی سلول های تغذیه کننده کلونی یا کلونی هایی ظاهر می شود. در این هنگام باید انها را از کف ظرف همراه با سلول های تغذیه کننده جدا کرد و پس از تفکیک سلول ها از یکدیگردوباره ان را کشت داد.

۴) حصول سلول های بنیادی جنینی : با پاساز کلونی ها به صورت تک سلولی بر سلول های تغذیه کننده جدید بعد از دو یا سه روز کلونی های بزرگتری تشکیل می شود. از این به بعد هر دو یا سه روز یک بار انها را پاساژ داد. نکته جالب آن است که می توان آنها را به مدت طولانی کشت داد یا برای سالها منجمد نگاه داشت و در شرایط مطلوب حالت غیر تمایزی و کاریوتیپ طبیعی خود را برای سالها حفظ می کنند.

حفظ سلول های بنیادی جنینی در حالت نامتمایز

همان طور که گفته شد یک سلول بنیادی واقعی قابلیت حفظ نوسازی خود یا به عبارتی توانایی ایستایی در حالت غیر تمایزی را به طور نامحدود دارد. حالت غیر تمایزی سلول های بنیادی جنینی با نشانگرهای سلولی خاص نشان داده می شود این نشانگرها به دانشمندان کمک می کند تا درک بهتری از تکثیر نامحدود سلول های بنیادی جنینی در شرایط مطلوب کشت داده شده باشند. تا کنون دو مسیر اصلی تحقیق شواهدی را نشان داده که یک مسیر شامل کوشش های است که تکثیر فاکتورهای ترشحی نظیر فاکتورهای ترشحی نظیر فاکتور ممانعت کننده لوکمیایی(LIF) بر سلول های بنیادی جنینی موش در محیط آزمایشگاهی را بررسی می کند و مسیر دوم تحقیق فاکتورهای نسخه برداری نظیر Oct-4 را در بر می گیرد.

فاکتور ممانعت کننده لوکومیایی (LIF)سایتوکاین منعلق به خانواده IL-6 است که برای اولین بار با تاثیر بر القای تمایز سلول های لوکومیایی MI شناخته شد. اما در سال ۱۹۸۸اثر ممانعت کنندگی آن بر سلول های بنیادی جنینی موشی شناخته شد. افزودن LIF بر تولید و حفظ سلول های بنیادی جنینی در حضور سرم جنینی گاوی بدون نیاز به سلول های تغذیه کننده کافی است. این موضوع نشان می دهد که این فاکتور یک فاکتور خارجی منحصر به فرد برای نوسازی دایم سلول های بنیادی جنینی است. عملکرد LIF تنها برای جلوگیری از تمایز سلول های بنیادی جنینی است و عمل تکثیر سلول های بنیادی جنینی است مستقل ازLIF است. جالب ان است که LIF در سلول های لوکمیایی القا کننده تمایز است ولی بر سلول های بنیادی جنینی موش اثر ممانعت کنندگی از تمایز دارد. به همین دلیل به آن فاکتور ممانعت کننده تمایز (DIF) نیز می گویند. این فاکتور از طریق گیرنده خود به نام stat 3 عمل می کند.

Oct-4 پروتئینی که توسط سلول های بنیادی جنینی انسانی و موشی در محیط آزمایشگاهی بیان می شود. این فاکتور توسط سلول های ICM موشی درin vivo نیز بیان می گردد. Oct-4 در سلول تخم موش وجود دارد و درسراسر بلاستوسیست تا ظهور ICMوحفظ پرتوانی ICM و اپی بلاست وجود دارد. همچنین Oct-4 در سلول های زاینده موش و سلول های زاینده بالغ وجود دارد. سلول های بنیادی جنینی موشی می توانند به طور نامحدود در محیط آزمایشگاهی همانندسازی کنند و۱۰-۱ میلیارد را بدون تمایز به وجود آورند. در محیط آزمایشگاهی سلول های بنیادی جنینی موشی و انسانی Oct-4 را بیان می کنند.

برای حفظ پرتوانی سلول های بنیادی جنینی بیان Oct-4 لازم است. به طوری که اگر از بیان Oct-4جلوگیری نماییم. سلول های نیادی جنینی به تروفواکتودرم تمایز می یابد. اگر بیانOct-4 را به طور مصنوعی زیاد کنیم سلول های بنیادی جنینی موش به اندودرم و مزودرم ابتدایی تمایز می یابند. بنابراین مقدار بیان Oct-4 وضعیت برنامه تکوینی سلول های بنیادی جنینی موش را نشان می دهد. و ان را به عنوان کاندیدای تنظیم کننده اصلی پر توانی سول های نیادی جنینی معرفی می کند.

این که چگونه و چرا فاکتور نسخه برداری Oct-4 چنین نقش مهمی را در جنین زایی ایفا می کند به ژن های تحت کنترل ان بستگی دارد. تا کنون مشخص شده ۷تا ۸ ژن تحت کنترل Oct-4 هستند. به طوری که Oct-4 بعضی از انها را فعال کرده ویا از فعالیت بعضی دیگر ممانعت می کند. در کل ممکن است Oct-4 سبب ممانعت از عمل ژن هایی شود که برای تمایز لازم هستند.

تا کنون معتقد بودند که موضوع پرتوانی سلول های بنیادی جنینی به چهار بازیگر مهم یعنی Stat3,Sox2,OCT-4,FoxD3 برمیگردد. اما اجرای کنسرت مزبور با هیچکدام از عوامل ذکر شده به تنهایی شروع نمی شود چرا که ضاهرا به بازیگران دیگری نیاز است. Oct-4 برای تنظیم سرنوشت سلولی در جنین ابتدایی و در توده سلولی داخلی بیان می شود و بیان ان در تروفوبلاست کاهش می یابد. Sox2 و FoxD3  دیرتر در جنین بیان می شوند و در حفظ اپی بلاست بعد از لانه گزینی ضروری هستند. در سلول های بنیادی جنینی،Stat3 با سیتوکین LIF فعال می شود و این فرایند برای حفظ نوزایی انها ضروری است. اما برای تکوین طبیعی موش به LIF نیازی نیست. تا به امروز دو فاکتور رونویسی Stat3 وOct-4 شناخته شده اند که در نوزایی سلول های بنیادی جنینی شرکت دارند. اما اخیرا یک فاکتور رونویسی همئوباکس شناخته شده که در سلول های داخلی مورولا و بلاستوسیست سلول های بنیادی جنینی و سلول های زاینده جنینی مشتق از انها بیان می شود. نام این فاکتور Nanog است که به معنی سرزمین همیشه جوان می باشد. این فاکتور در دومین رخداد تخصصی شدن (specification) سلول های جنینی نقش حیاتی دارد. Oct-4در این مرحله و قبل از ان ایفا نقش می کند. فنوتیپ جنین های فاقد Oct-4 وNanog نشان داده است که هویت سلول های بنیادی جنینی به فعال نگه داشتن سیستم تنظیم کننده سلول بنیادی و خاموش کردن سیستم تمایز بستگی دارد.
شناسایی Nanog دیدگاه جدیدی را در کشت سلول های بنیادی جنینی مطرح کرد به طور که تا کنون معتقد بودند که حفظ نوزایی سلول های بنیادی جنینی به همکاری Stat3 فعال شده (از طریق LIF ) و تجلی Oct-4 نیازدارد. اما نشان داده شده است که بیان زیادی Nanog (overexpression) خود نوزایی سلول های بنیادی جنینی را از وابستگی به تحریک LIF/Stat3 خلاص می کند. به عبارتی در این شرایط باز هم سلول ها به نوزایی خود ادامه می دهند. علاوه بر این با بیان زیادی Nanog قابلیت تمایز سلول های بنیادی جنینی کاهش می یابد و به تاخیر می افتد. اما حذف بیان زیادی Nanog سبب برگشت سلول ها به حالت بنیادی اولیه می شود. از سوی دیگر حذف Nanog سبب اغاز تمایز سلول های بنیادی جنینی به اندودرم احشایی می گردد واین نشان دهنده نقش ان در دومین رخداد تمایز جنینی است. این نتیجه همراه با این مشاهده که LIF وNanog اثر افزاینده بر خودنوزایی سلول های بنیادی جنینی دارند پیشنهاد می کند که این دو عامل دو خزانه هدف ژنی متفاوت را کنترل می کنند که تا اندازه ای بر هم پوشانی دارند.

کمبرز و همکاران گزارش کردند کهNanog در سلسله مراتب رونویسی مداخله کننده در هویت سلول های بنیادی و حفظ پر توانی انها شرکت دارد. به طوری که بیان زیادی Nanog بر خودنوزایی سلول های بنیادی از طریق فعال کردن Stat3 عمل نمی کند و بر عکس ان فعال کردن Stat3 بر بیان Nanog اثر ندارد. علاوه بر این Nanog و Oct-4 به صورت کنسرت در حفظ پرتوانی و نوزایی سلول های بنیادی جنینی عمل می کنند. به طوری که ایشان مشاهده نمودند اولا: Nanogدر جنین هایی که از نظر Oct-4 معیوب هستند بیان می شود ثانیا: بیان زیادی Nanog نمی تواند برنامه تمایزی سلول های بنیادی جنینی را که با کاهش (downregulation) Oct-4 شروع شده است را برگرداند. بنابراین Nanog,Stat3 و Oct-4 با سه مسیر رونویسی متفاوت در سلول های بنیادی جنینی عمل می کند.
به نظر می رسد چرخه سلولی بنیادی جنینی در ممانعت از تمایز ان دخیل است. از مطالعه انواع مسیرهای پیام رسانی مشخص می شود که فاکتورهای بسیاری باید در تعادل با هم باشند تا سلول های بنیادی جنینی در حالت نوسازی باقی بمانند. اگر در این حالت تغییری به وجود اید سلول های بنیادی جنینی تمایز می یابند.

تمایز سلول های بنیادی جنینی

یک هدف از تحقیق بر سلول های بنیادی جنینی تکوین سلول های تخصصی نظیر نورون ها ٬ سلول های عضله قلبی ٬ سلول های اندوتلیال عروق خونی و سلول های مولد انسولین و غیره است.بنابراین تماایز جهت دار سلول های بنیادی جنینی برای استفاده غایی از ان ها در توسعه درمان های جدید از انها در توسعه درمان های جدید بسیار حیاتی است.
سلول های بنیادی جنینی قادرند در شرایط ازمایشگاهی و در موجود زنده به انواع فراوانی از سلول های بدن تمایز یابند. لذا این سلول ها پتانسیل فراوانی در ترمیم و جایگزینی سلول ها و بافت های اسیب دیده دارند. از جمله مزایای سلول های بنیادی جنینی نسبت به سلول های بنیادی بزرگسالان توانایی تقسیم نامحدود انها در محیط ازمایشگاهی و توانایی تمایز وسیع انها است. معمولا در تمایز سلول های بنیادی جنینی این سلول ها از سلول های تغذیه کننده جدا شده و به صورت سوسپانسیون در پلیت باکتریایی کشت می شوند و به تجمعات کروی شکلی مشابه ابتدای جنین بعد از لانه گزینی به نام اجسام شبه جنینی (embryoid bodies) تبدیل می گردند. اجسام شبه جنینی شامل مجموعه ای از سلول های پیشیاز تا سلول های کاملا تمایز یافته هستند. با کشت اجسام شبه جنینی در ظروف کشت بافتی این اجسام به کف ظرف چسبیده و به انواعی از سلول ها نظیر کاردیومیوسیتهای ضرباندار٬ سلول های اپی تلیال رنگدانه دار (pigmented) و بدون رنگدانه ٬ سلول های عصبی و سلول های مزانشیمی تمایز می یابند. از سوی دیگر در نهایت تمایز ازمایشگاهی سلول های بنیادی اخیرا دانشمندان موفق به تولید اسپرم و کمک از سلول های بنیادی جنین موش شدند. با تزریق سلول های بنیادی جنینی موش به بلاستوسیست میزبان و انتقال بلاستوسیست حاصل به بدن مادر رضایی (foster) امکان تولید موش کایمر زایا وجود دارد. با تزریق سلول های بنیادی جنینی موشی و انسانی به موش های (Severe Combined Immunodeficient) SCID تراتومسی با انواع مشتقات اکتودرمی ( مثل اپی تلیوم عصبی ) مزودرمی (نظیر غضروف و استخوان و ماهیچه ) و اندودرمی ( لوله گوارش ) ایجاد نمود.
تشکیل بافت های سازمان یافته طی جنین زایی طبیعی توسط بسیاری از رخدادهای القایی و و در برهم کنش هایپیچیده مزانشیمی – اپی تلیایی ایجاد می شود. از انجا که ما در مورد اجزای دقیق القا کننده تنظیم الگوزایی جنین اطلاعات کاملی در دست نداریم نمی توانیم چنین الگویی را به طور کامل در محیط ازمایشگاهی ایجاد می کنیم. لذا روش های مختلفی را برای ایجاد تمایز جهت دار در محیط ازمایشگاهی می توان در نظر گرفت که از ان جمله میتوان به موارد زیر اشاره کرد :

۱)اضافه کردن فاکتور یا فاکتورهای رشد یا مورفوژن های شیمیایی (نظیر رتینوئیک اسید ) به صورت منفرد و یا با هم
۲)هم کشتی سلول های بنیادی جنینی با بافت ها یا سلول های القا کننده
۳)پیوند سلول های بنیادی جنینی به نواحی یا اندام های خاص
۴)تجلی زیادی فاکتورهای رونویسی مرتبط به تکوین بافت های خاص
۵)انتخاب سلول هایی که یک مسیر خاص تجلی ژنی از دودمانی سلولی را بیان می کنند
۶)انتخاب سلول دلخواه باFluorescence-activated cell sorting) FACS

تاکنون از این روش ها برای غنی سازی یک سلول تمایز یافته خاص از سلول های بنیادی جنینی در شرایط ازمایشگاهی به کار می روند گه بعدا بیشتر توضیح داده خواهد شد.
تا کنون روش های عمومی برای تمایز جهت دار سلول های بنیادی جنینی تغییر شرایط کشت سلول های بنیادی جنینی نظیر افزودن فاکتورهای رشد به محیط کشت و یا تغییر اجزای شیمیایی سطحی بوده که سلول های بنیادی جنینی بر ان رشد نموده اند. برای مثال ظروف کشت پلاستیکی که برای کشت سلول های بنیادی جنینی انسانی وموشی به کار می روند را می توان با مواد مختلفی که به سلول ها اجازه چسبیدن می دهند و یا از چسبیدن آنها ممانعت می کنند تیمار کرد. در کل یک ماده چسبنده به مهار بر هم کنش و تمایز سلول های بنیادی جنینی کمک می کند. در مقابل یک ماده ممانعت کننده چسبیدن (nonadherent) به سلول های بنیادی جنینی کمک می کند تا به یکدیگر متصل شده و بر هم کنش دهند. بر هم کنش های سلول با سلول برای تکوین طبیعی جنین بسیار مهم می باشند. بنابراین تقلید بر هم کنش های طبیعی که در بدن موجود زنده رخ می دهند در محیط آزمایشگاهی استراتژی مهم القای تمایز سلول بنیادی جنینی انسانی و موشی است. علاوه بر این افزودن فاکتورهای رشد خاص به محیط کشت سبب آغاز فعالیت یا عدم فعالیت ژن های خاص در سلول های بنیادی جنینی می شود. این عمل سبب شروع یک سری رویدادهای مولکولی می شود که سلول های مزبور را به مسیر تمایزی خاص سوق می دهد.

راه دیگر برای تمایز جهت دار سلول های بنیادی جنینی دخول ژن های خارجی به سلول ها از طریق ترانس فیکاسیون و با روش های دیگر است. نتیجه این استراتژی ها آن است که یک ژن فعال را به ژنوم سلول بنیادی جنینی اضافه نمایند و به دنبال ان سلول های مزبور برای مسیر تمایزی خاص بشوند/ به نظر می رسد که این راه روش دقیقی برای تنظیم تمایز سلول های بنیادی جنینی است اما برای این کار لازم است تا مشخص شود که کدام ژن در چه مسیر تمایزی خاصی باید فعال شود. بنابراین ان ژن باید در زمان مناسب یعنی در مرحله مناسب تمایز فعال شود و باید به داخل ژنوم و در مرحله مناسب وارد شود.

طی چند سال گذشته انواعی از سلول های تمایز یافته و با عملکردی خاص با دست کاری شرایط کشت سلول های بنیادی جنینی و محیط آزمایشگاهی تولید شده اند. اما در حال حاضر امکان توصیف رخداد تمایز جهت دار وجود ندارد و کسی نمی داند که چگونه یا کی بیان ژنی تغییر وی کند چه سیستم های انتقال پیامی فعال می شوند و یا چه بر هم کنش های سلولی باید رخ دهد تا سلول های تمایز نیافته بنیادی جنینی به سلول های پیش ساز و در نهایت به سلول های تمایز یافته که از نظر ظاهر و عملکرد مشابه محیط موجود زنده هستند تبدیل شوند. مشخص شده که سلول های بنیادی جنینی قابلیت تمایز به انواع گوناگونی از سلول ها را دارند. برای مثال سلول های بنیادی جنینی موشمی توانند در محیط آزمایشگاهی تمایز یابند و ساختارهای رگی، نورون های رها کننده دوپامین و سروتونین، سلول های اندوکرینی جزایر پانکراس را به وجود آورند. در تمام موارد فوق سلول های بنیادی جنینی موشی در حالت تمایز نیافته به عنوان سلول اولیه هستند و نتیجه تمایز انها تولید سلول های تمایز یافته مذکور است. شروع تمایز سلول بنیادی جنینی موشی با حذف سایتوکاین LIF که تقسیم سلول های بنیادی جنینی موشی را افزایش می دهد نیز اغاز می شود. علاوه بر این به هنگام تمایز سلول های بنیادی جنینی به هم وصل می شوند به طوری که در محیط سه بعدی انها تغییری به وجود می اید که احتمالا شرایط بعضی از بر هم کنش های سلولی را مانند in vivo در شرایط آزمایشگاهی فراهم می کند. در مجموع این سه مطالعه مثال های خوبی در تمایز جهت دار هستند. دو مطالعه از این سری نشان داده که یک سلول پیش ساز می تواند انواع گوناگونی از سلول های تمایز یافته را به وجود آورد و هر سه نشان داده اند که سلول های تمایز یافته حاصل همچون مشابه های خود در in vivo عمل می کنند. این دو خصوصیت یعنی توانایی یک سلول در تولید انواع سلول ها و با صفات عملکردی اساس یک ازمون قوی برای همه ی مدعیان تمایز جهت دار از سلول های بنیادی جنینی و سلول های بنیادی غیر جنینی (adult) است. متاسفانه تعداد کمی از تجربیات این صفات را نشان می دهد.

کاربردهای بالقوه سلولهای بنیادی جنینی

سلول های بنیادی دارای کاربردهای مختلفی هستند که مشخص ترین انها توان بالقوه این سلول ها در درمان بعضی بیماری هاست. مطالعه مدل های حیوانی نشان داده که پیوند سلول های بنیادی جنینی و یا سلول های بزرگسالان و درمان موفقیت آمیز بسیاری ازبیماری های مزمن نضیر پارکینسون٬ دیابت و اسیب نخاعی٬دیستروفی ماهیچه ای دوشن ٬ نقصان کبدی یا قلبی و استخوانی اهمیت دارد.
اگر چه در سالهای اخیر پیشرفت قابل ملاحظه ای در طب پیوند انسانی به وجود امده استاما هنوز موانع زیادی در راه کاربرد وسیع طیف پیوند سلولی تحت این شرایط وجود دارد. مانع اصلی در این زمینه به کارگیری داروهای سرکوب کننده ایمنی برای جلوگیری از دف بافت پیوندی و کمی مردگان دهنده اندام است. در این راه سلول های بنیادی انسانی منبع نامحدودی از سلول ها فراهم می کنند که به اسانی قابل دسترس می باشد. علاوه بر این امکان تغییر ژنتیکی سلول های بنیادی وجود دارد به طوری که بعد از پیوند دفع نشوند.
گام اول درتوسعه موفق درمان بیماری های انسانی با سلول های بنیادی ایجاد شرایط مناسب برای تمایز سلولی به سلول دلخواه و خالص سازی آن دودمان از جمعیت سلولی است.
متاسفانه سلول های بنیادی جنینی به صورت جمعیت ناهمگنی از سلول ها در شرایط ازمایشگاهی تمایز می یابند و این موضوع استفاده از انها را محدود کرده است. ندرتا به کارگیری فاکتورهای رشد و یا شرایط کشتی خاص امکان تولید یک نوع سلول خاص را فراهم کرده است. در حقیقت علی رغم افزودن فاکتورهای رشد خاص سلول های بنیادی جنینی انسانی گستره وسیعی از تجلی ژن ها را دارند. علاوه بر این تنوع قابل توجهی در تمایز سلولی در کشت های با فاکتورهای رشد یکسان دیده می شود. با توجه به این موضوع استخراج یک جمعیت نسبتا همگوندر مخلوطی از سلولها نیازمند انتخاب است. یک راه برای این کار به کارگیری پروموتر خاص بافتی و یک نشانگر نظیر ژن مقاوم به انتی بیوتیک است. راه دیگر انتقال یک سازه ژنی (gene construct) حاوی یک پروموتر خاص بافتی کنترل کننده تجلی ژن پروتئین فلورسنس سبز (Green Fluorescence Protein: GFP) است.در این راه سلول های دلخواه که بیان کننده GFP هستند با (Fluorescence-Activated Cell Sorting) FACS جدا می شوند. این روش همچون انتخاب و جداسازی سلول های بنیادی خون ساز CD34 برای پیوند سلولی است. هر کدام از روش های فوق به بازدهی روش های انتقال ژن به سلول های بنیادی مرتبط است.
به عنوات مثال می توان سلول های بنیادی جنینی به گونه ای دست کاری ژنتیکی کرد که در نهایت محصولی خاص کاردیومیوسیت باشد. برای این منضور از حاملی حاوی دو بخش استفاده می شود. بخش اول شامل پروموتری است که در سلول های بنیادی جنینی تمایز نیافته بیان می شود و به یک ژن نشانگر متصل است. برای مثال پروموتر فسفوگلیسیرات کیناز(PGK) به عنوان ژنی که در تمام سلول ها بیان می شود و ژن مقاوم به آنتی بیوتیک هایگرومایسین (hygror) تحت عنوان PGK- hygror بخش اول را می سازد. بخش دوم که برای غنی سازی سلول موردنظر است. مثلا شامل پروموتر زنجیره سنگین میوزین آلفای قلبی و ژن آمینوگلیکوزید فسفوترانسفراز باشد. این بخش تحت عنوان MHC-neorاست. ژن آمینوگلیکوزیدفسفوترانسفرا ز مقاوم به انتی بیوتیک نئومایسین را فراهم میکند. با این روش میتوان جمعیت خالصی از کاردیومیوسیت ها را پس از تمایز تمایز سلول های بنیادی جنینی به سمت سلول های قلبی به دست اورد. به طوری که در ابتدا سازه MHC–neorª/PGK-hygroª (construct) با کمک الکتروپرویشن به سلول های بنیادی جنینی وارد می شود. سپس با افزودن هایگرومایسین سلول های بنیادی که این حامل به انها وارد شد باقی می مانند و بقیه سلول ها از بین می روند. سپس القای سلول های بنیادی جنینی حاوی سازه به سمت قلب زایی سوق داده می شوند و در مرحله ی نهایی (G418) geneticinبه محیط اضافه می شود. از انجا که پروموتر MHC تنها کاردیومیوسیت ها فعال است و نتها این سلول ها آمیتوگلیکوزیدفسفوترانسفرا ز را بیان می کنند. با تیمار G418 تنها کاردیومیوسیت ها باقی می مانند. اگر این مثال غنی سازی بر اساس مقاومت به انتی بیوتیک بود ولی از روش هایی نظیر پروتئین فلورسنت سبزGFP)) به عنوان نشانگر سلولی تحت کنترل پروموتر دلخواه و سپس انجام (FACS) نیز استفاده نمود. به این ترتیب بیش از ۹۹ درصد خلوص سلول مورد نظر به دست امده است. در ضمن با کمک همین روش می توان موش های ترانس ژن سبز که بیان کننده GFP هستند را نیز تولید کرد.
گام دوم ارزیابی عملکرد طبیعی و فیزیولوژیک سلول های تمایز یافته ضروری است به عنوان مثال سلول های جزایر پانکراس حاصل بتوانند در مقابل گلوکز پاسخ طبیعی بدهند. مطالعات قبلی تولید بسیاری از سلول های تمایز یافته از سلول های بنیادی جنینی موشی از جمله کاردیومیوسیت ها و نورون دوپامینرژیک را نشان داده است. این سلول ها کاملا تمایز یافته بودند و خصوصیات فیزیولوژیکی طبیعی در شرایط موجود زنده و محیط آزمایشگاه را نشان دادند. اما نکته مهم آن است که مجموعه های تمایز یافته سلول های بنیادی جنینی دارای پیش سازهای چند توان و سلول های تمایز یافته هستند. از انجا که بافت های جنینی و رویانی و نیز پیش سازهای چند توان از نظر عملکرد نابالغ هستند نمی توان گفت که تمام دودمان حاصل از سلول ای بنیادی دارای عملکرد طبیعی فیزیولوژیک هستند.
نکته مهم سوم در مسیر آزمونهای درمانی مشاهده بازدهی در مدل های بیماری در جوندگان و جانوران بزرگ است. سلول های بنیادی جنینی میمون ( rhesus) مدل پیش درمانی عالی برای پیوند سلولی و بررسی روش های جلوگیری از پیوند را فراهم می کنند. در واقع برای بیماران پارکینسون و دیابت قندی مدل های خوبی با استفاده از میمون فراهم شده است.
در این خصوص یکپارچه شدن سلول های پیوندی از نظر ساختاری و عملکردی در بافت میزبان بسیار مهم است. برای مثال پیوند خوب کاردیومیوسیت ها ی مشتق از سلول های بنیادی جنینی در ماهیچه قلبی بسیار مهم است به طوری که هماهنگ با سایر بخش ها منقبض شود و جریان خون جدیدی را دریافت کند.
جهارم آنکه پیوند مشتقات سلول های تمایز یافته از سلول های بنیادی جنینی به انسان ممکن سبب ایجاد تومور از سلول های بنیادی جنینی شود. پیوند سلول های تمایز نیافته انسانی به جانوران سبب ایجاد تراتومای خوش خیم می شود. این تومور ها متاستازی نیستند و حیوان میزبان را به سرعت نمی کشند. رشد تومور در جانورانی که نقص ایمنی دارند به وجود جمعیت سلول های بنیادی در کشت های تمایز نیافته بستگی دارد. بنابراین با تمایز کامل سلول های بنیادی جنینی جمعیت سلول های تمایز نیافته کاهش یافته و بنابراین احتمال تشکیل تومور از بین می رود. درضمن انکه ایده دیکر فعال کردن ژن مرگ سلولی در سلول های بنیادی جنینی در مرحله نهایی تمایز به عنوان راه دیگر سبب مرگ سلول های بنیای باقی مانده و جلوگیری از ایجاد تومور پس از پیوند سلول های تمایز یافته مشتق از سلول های بنیادی جنینی می شود.
در حقیقت در مطالعات کوتاه مدت معدودی مشخص شده که دودمان تمایز یافته پیوندی مشتق از سلول های بنیادی جنینی موش به جوندگان بالغ سبب تومور قابل ملاحظه ای نشده است. لذا از نظر تعداد جانور مورد ارزیابی و بقای طولانی مدت آنها مورد توجه قرار نگرفته است.اگر ایجاد تومور به حضور جمعیت سلول های بنیادی بستگی داشته باشد یک راه برای حذف سلول های بنیادی باقی مانده از سلول های تمایز یافته احتمالا بر اساس انتخاب منفی سلول های بیان کننده Oct-4 است. بدین معنی که هر سلولی که Oct-4 در این زمان بیان می کند بمیرد.
استفاده از انتخاب مثبت بر سلول های تمایز یافته نیز سلول های تمایز نیافته را از بین می برد مثلا در جمعیت سلول های مولد انسولین به کارگیری یک ژن مقاوم به انتی بیوتیک تحت کنترل پروموتر انسولین و در فاز نهایی افزودن انتی بیوتیک سلول های دیگر به غیر از سلول های مولد انسولین را از بین می برد. گذشته از سلول های بنیادی احتمال ترانسفورماسیون بدخیم مشتقات حاصل نیز باید مورد توجه قرار گیرد. در نهایت همانطور که پتانسیل رشد تومور باید مورد توجه قرار کیرد. این روش ها باید در میمون قبل از به کاگیری بر انسان ارزیابی شود.
نکته مهم دیگر جلوگیری از دفع پیوند سلول های مشتق از سلول های بنیادی جنینی انسانی است که بدین منظور روش های مختلفی مد نظر است که به آن اشاره می شود. برای جلوگیری از دفع پیوند سلول های مشتق از سلول های بنیادی جنینی روش های متعددی پیشنهاد شده است. اما متاسفانه استفاده از داروهای سرکوب کننده ایمنی عوارض جانبی فراوانی دارد .در در عوض امکان دست کاری ژنتیکی سلول های بنیادی جنینی انسانی برای کاهش یا حذف دفع به واسطه ایمنی وجود دارد. به طوری که به استفاده از داروهای سرکوب کننده ایمنی برای کل عمر نیاز نمی باشد.
یک راه بالقوه برای کاهش پاسخ ایمنی کاهش ایمونوژنسیته سلول های پیوندی است. با به کار گیری نوترکیبی همولوگ برای knockout کردن مولکول های کمپلکس اصلی سازگاری بافتی Іو ІІ MHC در سلول های بنیادی جنینی موشی از کار انداخته شده است. اما با این حال پیوندهای پوستی فاقد MHC کلاس ІІІ , احتمالا به دلیل allo-regection غیر مستقیم و یا به واسطه سلول های کشنده طبیعی دفع می شوند. بنابراین احتمالا علاوه بر حذف ژن های MHC خارجی باید ژن های MHC دلخواهی را وارد کرد (Knock-in) تا سلول های حاصل از سلول های بنیادی جنینی خودی تلقی شوند. راه دیگر آن است که ژن های مولکول های سرکوب کننده ایمنی نظیر لیگاند Fas به سلول های بنیادی جنینی وارد شونده یا پروتئین های مهم محرک ایمنی نظیر آنتی ژن های B7 یا لیگاند CD40 را می توان از سلول های بنیادی جنینی حذف کرد. صرف نظر از روش مورد استفاده تغییرات ژنتیکی در سلول های بنیادی جنینی پایدار هستند و این یک مزیت در استفاده از سلول های بنیادی جنمینی نسبت به سلول های بنیادی بزرگسالان می باشد
ایمنی زایی پیوند سلولی یا بافتی از سلول های بنیادی جنینی انسانی چگونه است ? در واقع ایمنی زایی بافت ها در کل با پروفایل تجلی انتی ژن MHC و فراوانی سلول های عرضه کننده آنتی ژن نظیر سلول های دندریتیکی درون بافت مرتبط است. تجلی MHC مشتقات سلول های بنیادی جنینی انسانی به درجه تمایز و یا نوع سلولی مشتق شده خاص بستگی دارد. برای مثال سلول های سوماتیک بزرگسالان به طور طبیعی تنها آنتی ژن های کلاس MHCІ را بیان می کنند. ولی سلول های B ماکروفاژها و سلول های دندریتیکی در دو آنتی ژن های کلاس І وІІ را بیان می کنند.
علاوه بر این در حالی که بیشتر اندام ها و بافت های بزرگسالان در بر گیرنده سلول های دنتریتیکی و سلول های آندوتلیال عروق به عنوان سلول های محرک ایمنی هستند این اجزا را در پیوندهای بافتی و سلولی مشتق از سلول های بنیادی جنینی را می توان حذف کرد حذف اختصاصی سلول های عرضه کننده آنتی ژن از پیوندهای اندام عموما بقای پیوند را افزایش می دهد. در نتیجه ممکن است بعضی بافت های مشتق از سلول های بنیادی جنینی ایمونولوژیک نباشند در حالی که سلول هایی نظیر سلول های خون ساز به عنوان بافت های طبیعی بزرگسالان ایمنی زا باشند. بنابراین پیوندهای مشتق از سلول های بنیادی جنینی انسانی ممکن است در بعضی موارد یک مزیت ایمونولوژیک ذاتی در مقایسه با بافت های مرده های انسانی داشته باشند.
فناوری انتقال هسته ممکن است ابزار دقیق تری را برای ممانعت از دفع پیوند سلول های پیوندی فراهم نماید.این روش منجر به تولید سلول های مشتق از سلول های بنیادی جنینی می شود که ازنظر ژنتیکی مطابق با فرد میزبان است. در این روش که همان همانندسازی درمانی (Therapeutic cloning) است کمترین پاسخ ایمنی در میزبان ایجاد می شود زیرا تمام ژن های هسته ای از جمله لوکوس های اصلی و فرعی سازگاری بافتی از خود میزبان می باشند. در این روش هسته از یک سلول سوماتیک بیمار تهیه می شود و سپس به تخمک بدون هسته وارد می شود. سیتوپلاسم هسته قابلیت برنامه ریزی مجدد هسته های تمایز یافته و تجلی ژن های جنینی را دارد. لذا با تشکیل بلاستوسیست رده جدیدی از سلول های بنیادی جنینی از ان تهیه می شود که از نظر ژنتیکی با هر ژن هسته ای بیمار تطابق دارد. در این راه پتانسیل دفع ایمنی پیوند تنها به اختلافات فرعی انتی ژنی مربوط به ژن های میتوکندریایی و یا فرایند خود ایمنی نظیر دیابت گردد. با ادغام یک سلول کامل با یک تخمک بی هسته ممکن است برخی از اختلافات ژنتیکی باقی مانده به حداقل برسد. در حقیقت در گاو و موش محققین با فناوری انتقال هسته سلول های بنیادی جنینی ترانس ژنی را از برنامه ریزی مجدد هسته های سلول های سوماتیکی تهیه کرده اند. اخیرا نیز تولید رده سلول های بنیادی جنینی انسانی طی فناوری انتقال هسته ( یا همانند سازی درمانی) نیز گزارش شده است. در مقابل این روش همانندسازی تولیدمثلی (مولد) قرار دارد که طی ان یک فرد کامل ایجاد می شود که این موضوع از نظر اخلاقی در بسیاری از کشورها ممنوع و غیر قانونی است.
در مدل موشی ادغامی از همانند سازی درمانی ،ژن درمانی و سلول درمانی برای درمان یک بیماری ژنتیکی استفاده شده است. در این مورد از موش SCIDجهش یافته Rag2 که از نظر ایمنی نقص دارد و در ژن (Rag2 recombination- activating gene2) دارای جهش است استفاده شد. ژن Rag 2 بازآرایی های گیرنده های ایمنی در لنفوسیت ها را کاتالیز می کند. موش جهش یافته فاقد سلول های بالغ B,T است که شبیه سندرم Omenn در انسان است. در این ازمایش سلول های فیبروبلاستی دم موش های جهش یافته Rag 2 جدا و هسته انها به تخمک های بی هسته تزریق کردید. سپس جنین حاصل تا مرحله بلاستوسیست رشد یافت و از ان سلول های بنیادی جنینی تهیه گردید. به دنبال ان یک الل جهش یافته Rag 2 در سلول های بنیادی جنینی حاصل با روش نوترکیبی همولوگ هدف گیری شد تا ساختار ژن طبیعی ایجاد گردد. سپس برای انجام درمان سلول های بنیادی جنینی دست کاری شده به اجسام شبه جنینی که دارای انواع سلول های سوماتیک هستند و نهایتا به پیش سازهای خون ساز بیان کننده HoxB4 متمایز شدند. به دنبال ان سلول های پیش ساز خون ساز حاصل به موش های فاقد Rag 2 که اشعه دریافت کرده بودند تزریق شد. تلاش های اولیه برای پیوند این سلول ها به دلیل افزایش سلول های کشنده طبیعی در میزبان جهش یافته بالا بود. سلول های خون ساز مشتق از سلول های بنیادی جنینی مقادیر کمی از مولکول های MHC І را بیان می کردند لذا توسط سلول های کشنده طبیعی میزبان از بین می رفتند. حذف سلول های کشنده طبیعی توسط انتی بادی یا ذست کاری ژنتیکی در سلول های بنیادی جنینی حاصل از همانند سازی درمانی زمینه تمایز انها را به طور کارامدی به دودمان های میلویید و دودمان های لنفوییدی به میزبان کمتری فراهم کرد. در نتیجه سلول های B وT فعال که الل های گیرنده سلول T و ایمونوگلوبین انها به خوبی بازآرایی شده بودند در موش پیوندی یافت شدند. اما از انجا که HoxB4 تمایز سلول های بنیادی جنینی به سلول های میلوییدی را پیش می برد بازسازی لنفوییدی با به کارگیری فاکتور رونویسی دودمان لنفوییدی احتمالا موفق تر است. این ازمایش نشان داد که انتقال هسته و سلول های همراه با زن درمانی را می توان برای درمان یک بیماری ژنتیکی نظیر بیماری های شناخته شده ژنتیکی نظیر کم خونی داسی شکل و تالاسمی به کار برد.
تولید کایمرای سلول های خون ساز (hematopoientic chimerism) روش دیگری برای جلوگیری از دفع پیوند است. بیماران زیادی وجود درند که به دنبال پیوند اندام نظیر کلیه تحت انتقال مغز استخوان از همان فرد قرار می گیرند. در این شرایط هیچ گونه داروی سرکوب کننده ایمنی نیاز نیست. زیرا لنفوسیت های گیرنده از فرد دهنده است و این سبب مقاومت ایمونولوژیک می شود. اما موفقیت در پیوند مغز استخوان یا سلول های بنیادی خون ساز عموما نیازمند سرکوب کننده ایمنی سمی زیادی است. اخیرا روش هایی طراحی شده که دارای myelotoxic کمتری است و در ضمن اجازه پیوند سلول های بنیادی خون ساز را هم می دهد. در این روش مدت پیوند طولانی تر و بدون درمان سرکوب کننده ایمنی طولانی است. با استفاده از سلول های بنیادی جنینی برای تولید سلول های بنیادی خون ساز و سایر دودمان ها کایمرای خون ساز به وجود می آید. لذا به همراه پیوند سلول های قلبی مشتق از سلول های بنیادی جنینی سلول های خون ساز ایجاد شده از همان سلول های بنیادی نیز به فرد بیمار انجام می شود. از انجا که بخشی از مغز استخوان و سیستم ایمنی فرد بیمار از سلول های بنیادی جنینی ایجاد می شود در نتیجه دفع پیوند نخواهیم داشت و نیاز به استفاده از داروهای سرکوب کننده ایمنی نیست. در مهایت مدل میمون رزوس برای ارزیابی تمام این روش ها ضروری است.

نتیجه گیری.
در مجموع سلول های بنیادی جنینی با پتانسیل تولید هر سلولی یا بافت دلخواه دانش زیست شناسی تکوینی ،داروشناسی و طب پیوند را متحول خواهد نمود. اما لازم به ذکر است تا کاربرد این سلول ها ر درمان بیماری ها راه زیادی در پیش است و قبل از ان باید بر بعضی مشکلات در نگهداری و کشت سلول های بنیادی و تمایز جهت دار انها غلبه کرد.

 

Leave a Reply 6048 views, 5 so far today |
Follow Discussion

۳ Responses to “سلول های بنیادی جنینی”

  1. Registered nurse Says:

    Thank you, I have recently been searching for information about this topic for ages and yours is the best I have discovered so far.

  2. Cyrus Sluder Says:

    I just bookmarked your post, thanks.

  3. download slots Says:

    Google led me to this blog post, and it is exactly what I was looking for.

Leave a Reply


− 1 = one

Zarina's portrait. Wedding preparation (MakeUP). Zarina R. Zarina's and Jyrki's wedding. Moscow 2014Sara 002A complete dissociation of all my illusionsTaste of MadisonTaste of MadisonTaste of MadisonTaste of MadisonTaste of MadisonShara 002A.G.